مفهوم کوچینگ
تاریخچه
شاید بتوان گفت واژه کوچینگ را اگر به معنای مربیگری در نظر بگیریم، این مفهوم از ابتدای تاریخ بشر وجود داشته است. از این منظر میتوان گفت سقراط اولین شخصی بوده که کوچینگ را اجرایی کرده است. در واقع سقراط با ابراز پرسشگری (یعنی پرسیدن سوالات دقیق و مشخص) شاگردان خود را وادار به تفکر اصولی میکرد. به این طریق باورهای آنها و دانستههای قبلی قبلیشان را زیر سوال میبرد و به این طریق با تغییر نگرش آنها به کشف مفاهیم جدید سوق میداده است.
در میان سایر دانشمندان شاید بتوان از گالیله نیز نام برد و اذهان داشت که او نیز رویکردی کوچینگی داشته است. این نقل قول از گالیله است که میگوید: در اصل نمیتوان به کسی چیزی را آموخت بلکه تنها میتوان به او کمک کرد تا آن را در درون خود پیدا کند.
داستان از دهکده کوچیک در شمال غربی مجارستان به نام {kocs} آغاز میشود. حمل و نقل در آن توسط (کالسکههای کاکاس) انجام می شده. این واژه بعدها به (کوچ) در زبان انگلیسی تغییر پیدا کرد. به معنی کالسکهای بود که مسافران را به مقصد مورد نظرشان میرساند است. این مفهوم استعارهای است که در کوچینگ به مراجع کمک میشود تا به موقعیت مطلوب خود با سرعت و راحتی بیشتر برسد.
اما در آغاز گسترش کوچینگ به شکل کنونی، با انتشار کتاب ( بازی درونی تنیس) توسط تیموتی گالوی انجام شد. در این کتاب به مفهومی تحت عنوان حریف درونی اشاره میشود. که صدایی از ساخته است و پرداخته ذهن افراد.
در سال ۱۹۸۰ توماس لئونارد در آمریکا حوزه کوچینگ را با شکل دادن به متدولوژی کوچینگ ایجاد کرد و خودش را که در گذشته مشاور مالی بود، کوچ نامید. توماس لئونارد در سال ۱۹۹۵} ){ ICFفدراسیون بین المللی کوچینگ( را تاسیس کرد. او را میتوان در محبوبیت و بینالمللی شدن حرفه کوچینگ از پیشگامان دانست. بعدهاICF} {برنامههای استانداردی را برای آموزش انجمنهای کوچینگ ارائه داد.
در حال حاضر حرفه کوچینگ به عنوان یک حرفه مستقل در سطح جهان رشد چشمگیری داشته است و شغل معتبری تلقی میشود.
در ایران هم این حوزه در حال توسعه میباشد. چشم انداز کوچینگ بسیار روشن است.
تعریف کوچینگ
معرفی اجمالی:
درست است که واژه کوچینگ در ترجمه تحت اللفظی آن در فارسی)مربیگری ( معنی میشود و در این لحظه ذهن ما دچار قضاوت و پیش داوری شده و به سمت مربیگری ورزشی و امثالهم کشیده میشود.
بنابراین باید دقت کرد تا دچار این تله ذهنی در یافتن مصداق معنایی کوچینگ در زبان فارسی نشویم. چرا که مفهوم مربیگری میتواند مصادیق گستردهتری همچون مربی رشد فردی، مربی کسب و کار، مربی سلامت ، مربی ارتباطات و تعاملات اجتماعی و… را در بر گیرد.
کوچینگ را میتوان نه یک مهارت مبتنی بر یک رشته خاص بلکه مهارتی بین رشتهای در نظر گرفت که شامل دانستن مدیریت، روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه ،هستی شناسی، علم اعصاب و سایر رشتههایی که به یاری آنها میتوان به رشد و توسعه انسان سرعت بخشید.
تعاریف:
کوچینگ رابطهای از دو طرفه از جنس گفتگو (گفتگوی سقراطی) و حمایتگرانه* بین کوچ و کوچی.
در این رابطه کوچ (مربی) تلاش میکند در نقش تسهیلگر و با ابزارهای پرسشگری و پرسیدن سوالات باز به مراجع خود کمک کند تا خود آگاهی مراجع افزایش پیدا کند و با پذیرش مسئولیت خود بر اهداف مورد نظرش تمرکز کند و راحتتر به نقطه مطلوب خود برسد. کوچینگ فرایندی است که طی آن کوچ زمینه یادگیری کوچی(مراجع) را برای بهبود عملکرد و موفقیت شغلیاش فراهم میکند این موضوع با رشد قابلیتهای کلیدی مانند مهارت حل مسئله به دست میآید.
کوچینگ مکالمهای از بین کوچ و مراجع که به یادگیری کمک میکند و از جنس توصیه و نصیحت نیست. کوچینگ یک همکاری و مشارکت بین کوچ و مراجع است. در طی این فرایند کوچی (مراجع) با استفاده از تفکر عمیق و خلاقیت خود تواناییهای شخصی و حرفهای خود را افزایش میدهد.
کوچینگ را از یک منظر میتوان( آزاد کردن توانمندیهای بالقوه انسانها) دانست. کوچینگ هنری است که یادگیری توسعه عملکرد یک فرد را آسانتر میکند. در واقع کوچینگ افراد را تشویق میکند تا مسئولیتهای خود را بپذیرند خود قدرتمندشان را تجربه کنند سراغ یادگیری بروند، در حل مسئله خلاق باشند و بتوانند تصمیمات عالی بگیرند.
کوچ کیست؟
کوچ یا مربی فردی است که به جای آنکه به مراجع چیزی را بیاموزد به او کمک میکند تا خودش یاد بگیرد، او تلاش میکند رشد و پیشرفت سریعتر و راحتتری داشته باشید.
از تجربههای ناموفق گذشته و استثناهاش درس بگیرد و نسبت به داشتهها و نقاط قوت خود آگاهی یافته و بعد از رسیدن به آگاهی، مسئولیت رشد و توسعه فردی خود را به عهده بگیرد.
کوچ با ایجاد یک رابطه موثر و همدلانه با مراجعه که مبتنی بر رازداری، امنیت، احساس اعتماد و اطمینان است با مراجعه خود در حل مشکلات و چالشهایش همراهی میکند.
در اصل کوچ همانند یک آینه حقیقتی را که مشاهده میکند به مراجع بازتاب میدهد. این بازتاب بدون قضاوت پیش داوری میباشد. فضای بین کوچ و مراجع به فرد این امکان را میدهد تا در یک محیط امن بدون قضاوت چالشهایش را بازگو نماید و با کوچ مشارکت و همکاری کند. مراجع در این رابطه تشویق میشود تا با تفکر درست و به کارگیری خلاقیت پتانسیلهای درونی خود را آزاد کرده و در جهت رسیدن به اهدافش گام بردارد.
تفاوت کوچینگ با مشاوره و منتورینگ:
شاید در ابتدای امر این طور به نظر برسد که این حوزهها یکی بوده و عملکرد یکسانی دارند در حالی که تفاوت معناداری بین آنها وجود دارد.
از یک لحاظ میتوان گفت که کوچها روانشناس و مشاور نیستند. پس به مراجع خود دانشی را انتقال نمیدهند.
یک روانشناس با کمک تخصص و دانش خود، توصیهها و رهنمودی را به مراجعه خود ارائه میدهد. این رابطه مبتنی بر سلسله مراتبی است که شخص مشاور را در مقامی بالاتر از مراجع متصور میشود. اما در کوچینگ مبنای رابطه به مراجع بر این است که او فردی توانمند است و تنها برای شکوفایی و باور کردن تواناییهایش به همراهی کوچ نیاز دارد.
کوچینگ با منتورینگ نیز متفاوت است. منتور در واقع شخصی است در یک زمینه خاص دارای دانش و تجربه شخصی و منحصر به فرد است و این تجربه را به فردی که در موقعیت مشابه او قرار دارد انتقال میدهد. رابطه بین منتور و مراجعه از نوع احترام و درخواست راهنمایی میباشد.
کوچینگ با تدریس هم متفاوت است. یک مدرس فردی است که دانش خود را به واسطه یک برنامه آموزشی به افراد منتقل میکند. اساس این رابطه بر شاگردی و آموزش دیدن است.
تفاوت کلی:
شاید بتوان گفت تفاوت بین این سه حوزه یعنی کوچینگ ،منتورینگ و مشاوره در تمرکز، روش عملکرد و نوع رابطه است.
کوچینگ در یک سطح برابر با مراجعه و در کنار او قرار میگیرد و فقط بر حال و آینده تمرکز میکند. برخلاف روانشناسان که بر گذشته افراد متمرکز میشوند.
در کوچینگ تمرکز بر موقعیتی است که مراجعه در زمان حاضر در آنجا قرار دارد. کوچ با شناخت دقیق از وضعیت شخصی و مهارتها، نقاط ضعف و نقاط قوت به او در رسیدن به اهدافش یاری میرساند.
انواع کوچینگ :
1- لایف کوچینگ یا کوچینگ زندگی :
این حوزه به معنی ارتقاء سطح کیفی زندگی مراجع به کمک کوچ است. که از مزایای آن میتوان به دستیابی به اهداف شخصی در زندگی مثل سلامتی، مهارتهای فردی، افزایش حس رضایت از زندگی و بهبود سبک زندگی نام برد.
2- بیزینس کوچینگ یا کوچینگ کسب و کار:
در این مدل افراد یا سازمانها و شرکتها با همراهی کوچ تلاش میکنند تا به اهداف تجاری خود در کسب و کار دست پیدا کنند. کوچینگ رهبری و کوچینگ سازمانی بخشی از بیزینس کوچینگ هستند. در این مدل از کوچینگ، به صاحبان کسب و کارها کمک میشود تا به حداکثر پتانسیلهای فردی و سازمانی خود دست پیدا کنند.
3- سلف کوچینگ یا کوچینگ شخصی:
این مدل از مفهوم کوچینگ در برگیرنده فرایندی است که طی آن هر فرد از طریق مدیریت تواناییهایش و رشد و توسعه خود در جهت رسیدن به اهداف و حل مشکلاتش استعدادهای خود را شناسایی میکند و آنها را به حداکثر میرساند. واژه سلف کوچینگ را میتوان خودم مربیگری ترجمه کرد. اشاره به این مطلب دارد که هر فرد این امکان را دارد کوچ شخصی خود باشد. برای این کار نیاز به گذراندن دورههای شخصی و آکادمیک ندارد. بلکه در ابتدا باید علایق خود را بشناسد و بر اساس آنها اهدافش را تعیین کند و سپس برای رسیدن به آنها برنامهریزی کند.
نتیجهگیری
در این مقاله تلاش شد تا با شفاف کردن مفهوم کوچینگ به کسانی که میخواهند در راه رسیدن به اهداف خود به یاریگری مراجعه کننده کمک شود. برای آنکه انتخاب درستی انجام دهند.
